یکی از آفت های رایج در بین گل ها و گیاهان زینتی، شته ها هستند. این
موجود کوچک به سرعت تکثیر شده و تعداد آنها افزایش می یابد. آنها هم به
صورت دو جنسی و هم به صورت تک جنسی وجود دارند.
یک شته ماده به تنهایی می تواند تولید مثل کند و تقریبا هر هفته تعداد
زیادی نوزاد شته به دنیا می آیند که بعد از یک هفته آنها نیز قدرت تولید
مثل دارند. شته ها از شیره گیاهان تغذیه می کنند و مورچه ها از شیره ای که
از شته ها میگیرند تغذیه می کنند.
وجود مورچه و شته در یک جا می تواند اوضاع را وخیم تر کند.
مورچه ها شته ها را از شاخه ای به شاخه ی دیگر می برند و با ضربه زدن به
شته ها آنها را می دوشند وشیره تراوش شده از بدن شته ها را می خورند، در
مقابل این غذای مجانی، مورچه ها از شته ها در برابر دشمنانشان محافظت می
کنند.
شته ها معمولا به رنگ های سبز، زرد، قهوه ای و مشکی هستند.
شته ها دارای بال هستند و نرها بال های خود را حفظ می کنند، اما ماده ها با
قرار گیری بر روی یک گیاه دیگر نیازی به بال نداشته زیرا تا آخر عمر بر
روی همان گیاه باقی می مانند. برخی از آنها به محصولات کشاورزی خسارات
جبران ناپذیری وارد می کنند. شته ها را معمولا می توان در کنار جوانه ها و
نوک شاخه ها مشاهده کرد.
در پایین غنچه های گل ها نیز شته ها به وفور می توانند زندگی کنند و باعث
می شوند که گل ها رشد ناقصی داشته باشند. شته ها با فرو کردن خرطوم خود در
ساقه گیاه، از شیره درون گیاه تغذیه می کنند. پس تنها بر روی ساقه های نازک
و جوان می توانند زندگی کنند و با ضخیم شدن ساقه، آنها نمی توانند دیگر
تنه گیاه را سوراخ کنند.
اگر خرطوم یک شته را قطع کنید، شیره گل از خرطوم آن به بیرون سرازیر می شود.
یکی از دشمنان طبیعی شته ها، کفشدوزک ها هستند. کفشدوزک ها چه در حالت
لاروی و چه در حالت بالغ، از شته ها تغذیه کرده و به عنوان یکی از راه های
موثر برای مبازره با شته ها شناخته می شود. برای سم پاشی گیاهان و مقابله
با شته ها باید قبل از سبز شدن گیاهان اقدام به سم پاشی کرد، زیرا شته ها
در اوایل بهار ظاهر می شوند.
در برخی از گیاهان نیز شته ها درست قبل از گل دهی گیاه ظاهر می شوند که در
این گیاهان باید قبل از در آمدن گل ها اقدام به سم پاشی کرد
بیشترین گیاهانی که به شته ها حساس هستند گل های سرخ ( رز ) می باشند،به
خاطر وجود تیغ هایی بر روی گیاه رز، مورچه ها نمی توانند از شته ها حمایت
کنند، در مقابل حشراتی همچون کفشدوزک نیز نمی توانند بر روی این گیاه زندگی
کنند و از شته ها تغذیه کنند.
در چنین مواردی می توان از سم استفاده کرد، ولی حتی با یک دستمال نیز می
توان شته ها را از روی گیاه برداشت و این کار را تا باز شدن گل ها و یا تا
رشد کرد شاخه و ضخیم شدن پوست گیاه ادامه داد.
شته سبز هلو Green peach aphid با نام علمی Myzus persica
این آفت به نام شته سبز اسفناج نیزمشهور است در کلیه مناطق ایران وجود دارد. شته سبز هلو روی درختان هلو، مرکبات، گوجه، آلو، سیب، زردآلو و بعضی گیاهان زراعی از جمله سیب زمینی، چغندرقند، گوجه فرنگی، توتون، رازک، گل کلم، کلم پیچ و گون های مختلف غلات و در سال های اخیر روی کلزا نیز فعالیت کرده و خسارت وارد می کند.
مشخصات
ماده بدن بال و بکرزا، بطول 4/2 ـ 3/2 میلی متر بوده، رنگ بدن سبز روشن تا سبز متمایل به زرد، روی شکم نوارهای رنگین تری به طور مشخص دیده می شود. روی سرحشره در ناحیه پیشانی دو غده شاخک مانند مجموعاً شیار عمیقی را می سازند وجود دارد. آخرین بند شاخک، کورنیکول ها و دم شته کمی تیره تر از رنگ سایر قسمتهای بدن است. کورنیکول ها به رنگ سبز در وسط کمی متورم و انتهای آن قهوه ای روشن می باشد دم دارای سه جفت مو در قسمت انتهایی و عقبی قرار دارد و کوتاه تر از کورنیکول ها و به رنگ روشن است.
در ماده های بالدار و بکرزا شکم نستباً براق، سر و قفسه سینه نیز مایل به سیاه یا قهوه ای روشن می باشد. طول تقریباً 3/2 میلی متر، شاخک ها تقریباً برابر طول بدن و به رنگ سیاه، رنگ بدن سبز زیتونی و دارای لکه های تیره روی مفصل های سوم وششم می باشد در اطراف این لکه ها نیز نقاط و خطوط کوچک و پراکنده ای وجود دارد. کونیکول های ماده بالدار کوتاه تر از کورنیکول های ماده بی بال می باشد. رنگ کورنیکول ها مایل به سیاه و یا قهوه ای روشن، طول دم 2.3 طول کونیکول ها به رنگ تیره است طول بدن به اندازه تقریبی فرم های بی بال است.
زیست شناسی
شته سبز هلو زمستان را به صورت تخم های سیاه براق بر روی شاخه های درختان میزبان می گذارند. در بهار بسته به مناطق مختلف، تخم ها از اواسط بهمن ماه تا اواخر فروردین ماه تفریخ می شوند. شته های ماده مؤسس این نسل، به تولیدمثل به روش بکرزایی می پردازند و چندین نسل آن روی درختان میزبان زندگی می کند. حشرات بالدار از اواخر فروردین تا اوایل خردادماه ظاهر شده و با ترک میزبان های اصلی به روی میزبان های ثانویه مهاجرت می کنند. روی این گیاهان افراد بالدار چندین نسل به روش بکرزائی ایجاد کرده و موجب خسارت در گیاهان زراعی می شوند. این افراد در پاییز بسته به مناطق مختلف از اواسط شهریور ماه تا اوایل آذر ماه مجدداُ به روی میزبان های اصلی باز می گردند و همزمان با این مهاجرت افراد نر و ماده حقیقی ظاهر شده و ماده بعد از جفتگیری، تخم های خود را به طور انفرادی در روی شاخه های باریک به ویژه در قاعده جوانه ها و یا در کنار آنها قرار می دهند. تخم گذاری از اواسط مهر تا اوایل آذر ماه ادامه داشته و هر ماده 5 الی 10 تخم تولید می کند و تا بهار و زمستان گذرانی می کند.
مراحل زندگی این آفت در مناطق با زمستان های معتدل به صورت هولوسیکلیک[1] بوده در این مناطق ماده ها در طول سال به طریق بکرزایی زاد و ولد می کنند. ولی در بعضی مناطق با زمستان های مساعد تعدادی از افراد موجود به زندگی «آن هولوسیکلیک» و در بعضی دیگر نیز به زندگی هولوسیکلیک ادامه می دهند. به این ترتیب زیست شناسی این شته وضعیت بسیار پیچیده ای را نشان می دهد و با شرایط آب و هوایی، غذا، و روشنایی در ارتباط می باشد. شته سبز هلو در مناطق سردسیر و نیمه سردسیر در اواخر فصل (گل و رسیدن دانه کلزا) ظاهر می شود و به ندرت قبل از آن احتمال خسارت دارد، ولی در مناطق گرمسیر محدودیت فوق از بین می رود.
شته سبز هلو در طبیعت دارای دشمنان متعددی از جمله کفشدوزک ها، لارو مگس های سیرفید، بعضی زنبورهای پارازیت، همچنین 2 نوع کنه و 10 نوع قارچ بیماری زا می باشد. به رغم فزونی دشمنان طبیعی این آفت به علت زاد و ولد سریع این حشهر آنها هرگز قادر به رقابت با شته ها نیستند به علت دوره نشو و نمای بسیار کوتاه و سرعت جابه جایی شته ها این آفت سریعاً پخش و گسترش می یابد. شته سبز هلو در انتقال بیماری های ویروسی در گیاهان مختلف نقش مهم و خطرناکی دارد. عوامل محیطی مختلف در کاهش جمعیت شته ها تاثیر قابل ملاحظه ای دارد. به طوری که باران های شدید قسمت اعظم افراد بالدار را تلف کرده و همچنین سبب شسته شدن پوره ها و افراد بی بال از روی گیاه می شود. بنابراین بعد از باران های شدید کاهش قابل ملاحظه در جمعیت شته ها امری طبیعی می باشد. بعلاوه فرارسیدن سرمای زودرس پاییزه قدرت تکثیر ماده ها را به میزان زیادی تقلیل می دهد.
[1] هولوسیکلیک (Holocyclic) وجود یک بار تولیدمثل جنسی در داخل تولیدمثل غیرجنسی در طول سال
خسارت شته سبز هلو
شته ها به ترتیب اولویت، شته خاکستری Brevicoyne. Brassica و شته سبز هلو Myzus.persica و شته شلغم Lipaphis crysimi (که توسط متخصصان از اکثریت نقاط کشت کلزای کشور گزارش شده) به طور منفرد یا مجتمع ـ در حالت های مختلف موجب خسارت اقتصادی هستند. میزان خسارت شته ها بویژه شته مومی در مناطق سردسیر و نیمه سردسیر به دقت بررسی نشده است. در صورت عدم مبارزه دقیق و سریع ـ خسارت بسرعت با توجه به تعدد نسل ها انتشار می یابد. بوته های آلوده از رشد بازمانده و تشکیل گل و غلاف در آن به شدت تقلیل یافته یا مختل می شود، غلاف ها اکثراً تشکیل نشده (به علت ضعف مفرط گیاه) و یا خمیده و بد شکل شده، دارای دانه های بسیار اندک در حد 5 ـ 3 عدد (در مقابل 35 ـ 26 در شرایط معمولی) بوده و طول غلاف کم می شود. غنچه ها در رسیدن به مرحله شکوفایی دچار تاخیر شده و شاخه بندی ها متوقف و یا بسته به شدت آلودگی و دیگر فاکتورهای محیطی قطع می شود. با توجه به تصویر، هنگامی که شدت تراکم آفت زیاد است، غلاف ها اصلاً تشکیل نمی شود و تمام پایه غلاف ها خالی باقی می ماند. (غلاف ریزی)
در صورت انجام مبارزه و حذف کامل آفت، گیاه شروع به رشد مجدد می کند. بوته های آفت زده در یک جامعه در مقایسه با بوته های سالم بین 45 ـ 20 روز در رسیدن تاخیر دارد و توام با کاهش شدید محصول است. آلودگی مصنوعی در مرحله به ساقه رفتن و مبارزه قطعی با آفت در مرحله غلاف بندی، باعث کاهش محصول از 2/4 تن به حد 200 کیلوگرم در هکتار (420 گرم در متر مربع به 20 گرم در متر مربع) شد، وزن هزار دانه بسرعت پایین آمد و دانه ها پوک شدند. (2/95% خسارت) تحقیقات انجام شده در امریکا نشانگر گسترش آلودگی ها در سال های متوالی است. در یک بررسی در سال اول 9/9% آلودگی، سال دوم 4/30% و سال سوم 8/34% بوده است.
بر خلاف آنچه در کاهش جمعیت آفت در اثر بارندگی ها در مورد شته ها عنوان شد ـ استرس آب ـ و فقدان رطوبت کافی در خاک باعث تجزیه بخشی از پروتیین ها به اسیدهای آمینه و در نتیجه افزایش آفت محصول می شود برگ ها بنفش رنگ و حرارت سطح آنها زیاد می شود. رشد و نمو و تولیدمثل شته ها سرعت پیدا می کند. در مزارع تحت استرس، جمعیت شته زیاد و در نهایت، خسارت وارده بیشتر می شود.
با توجه به این که در کشت پاییزه، کلزا به مدت طولانی یعنی بین 9 ـ 7 ماه بسته به شرایط مکانی کاشت، روی زمین باقی می ماند، باید به بیولوژی آفت و شرایط محیطی و مقدار خسارت و نحوه خسارت توجه کامل شود. خسارت د رمراحل اولیه (روزت) بطور مخفی با تغذیه آفت از شیره گیاهی و ایجاد ضعف عمومی و اختلال در فعالیت بیولوژیکی وارد می شود. چون به دلایل شرایط خاص زمستانه مزرعه مورد بازدید قرار نمی گیرد میزان ضایعات وارده حتی از چشم متخصصان هم دور می ماند و با پیشرفت مراحل رشد و گرمی هوا خسارت ظاهر می شود. کلنی های بزرگی در گوشه و کنار مزرعه ایجاد می شود. در این مرحله هر کسی متوجه خسارت می شود در حقیقت متاسفانه در مرحله ای آفت ظاهر می شود که خسارت قطعی وارد شده و مبارزه سود چندانی نخواهد داشت در کلزا خسارت شته بدلیل عقب انداختن رشد و سبز ماندن گیاه و اشکال در برداشت، از خسارت دیگر گیاهان بیشتر است.
موضوعی که تاکنون به دقت بررسی نشده احتمال انتقال بیماری های ویروسی توسط برخی از حشرات مکنده از جمله شته هاست به نظر می رسد انتقال حداقل بیماری فیلودی در کلزا (که قبلاً در مناطق گرمسیر و اخیراً مازندران مشاهده شده و با یک نوع زنجره منتقل می شود) از این طریق نیر عملی باشد. به هر حال خسارت شته به صورت تقلیل قطعی محصول از طریق کاهش تعداد دانه در کل، کاهش دانه در هر غلاف ، کاهش وزن هزار دانه، ایجاد مشکلات زیاد در امر برداشت، ایجاد قارچ فوماژین و تغییر ظاهر بذر و نیز افزایش رطوبت، فساد دانه بعد از برداشت دارای اهمیت فراوان است.
مبارزه شیمیایی
الف ـ در مرحله روزت
مبارزه شیمیائی برای جلوگیری از خسارت در مراحل b1-bn (مرحله روزت) باید با بررسی اقتصادی کامل از کاربرد سموم، هزینه ایجاد خسارت در مراحل سمپاشی در مقایسه بادرصد خسارت وارده ارزیابی شود. به صورت بالقوه با سموم زیادی می توان با شته ها مبارزه نمود.
چگونگی مبارزه و نوع سموم موردمصرف و کاربرد دستگاه های مورداستفاده در کاهش جمعیت آفت نقش ارزنده دارد. مقدار آب مصرف شده و فشار سمپاش بسیار موثر است. باید کاری انجام داد که مبارزه در مراحل اولیه ظهور آفت به نتیجه منجر شود. متاسفانه برخی از کشاورزان یا مبارزه نمی کنند یا از سموم غیرموثر برمکنده ها استفاده کرده و یا سموم مصرفی را به مقدار کم یا ناقص مورداستفاده قرار می دهند و یا تعداد دفعات مبارزه را افزایش می دهند. باید در نظر داشت که یک سمپاشی آگاهانه تحت نظر متخصصان بسیار موثر و با موفقیت قرین است.
براساس بررسی های به عمل آمده توسط کارشناسان حفظ نباتات و محققان مؤسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی در مناطق مختلف که ذیلاً به یک مورد جدید اشاره می شود نتایج زیر حاصل شده است.
تیمار میانگین گروبندی (دانکن)
این آزمایش با ده ترکیب حشره کش در سه تکرار در منطقه زرنده ساوه روی شته مومی انجام شده است و نشان دهندة این است که چهار فرمول اول می تواند به طور قابل قبول اثر بخش باشد که در مورد توصیه تکرار آن بعد از دو هفته نیز باید توجه شود. موضوع قابل توجه میزان مصرف یک سم مشخص است که در این آزمایش در ردیف اول و شش کاملاً توجه به ابعاد دقیق سمپاشی و توصیه های کارشناسان را الزامی می سازد. در این سمپاشی ها می توان از سموم دیگر نیز استفاده کرد . در برخی از موارد حمله شته مصادف با حضور دیگر آفات کلزا مثل Meligethes. Sp پولن خوار و Ceuthorrhychus. Sp سرخرطومی کلم توام است که استفاده از دسیس یا دلتامترین به مقدار 5/7 گرم ماده خالص، در هکتار یا 300 سانتی متر مکعب از محلول 5/2 درصد در هکتار را توجیه می کند. (ولی دوام سم فقط سه روز است).
استفاده از سموم دیگر چون فوزالن 3 لیتر در هکتار هوستاکوییک 1 در هزار توسط کارشناسان با توجه به منابع در دسترس و دستورالعملهای سازمان حفظ نباتات (به منبع 14 رجوع شود) در مورد شته های مربوط به سایر گیاهان مورد توصیه است. در سمپاشی ها باید توجه نمود وقتی سمپاشی صورت گیرد که احتمال بارش باران و حتی شبنم صبحگاهی در شستن سموم به حداقل رسیده باشد به نظر می رسد بهترین زمان در صورت عدم وجود باد بین ساعت های 14 ـ 10 باشد.
ب) مبارزه شیمیایی در مراحل بعد از رزت
در مرحله C,D,E,F,G (ساقه رفتن، غنچه، گل و غلاف) بیشترین خسارت آفت ملاحظه می شود. کلنی های تشکیل شده عمدتاً در حاشیه مزرعه ها و در اکثریت قریب به اتفاق موارد در حاشیه غربی مزرعه ها به علت وزش ممتد بادهای غربی است. در این مرحله که ارتفاع بوته ها بسته به واریته های مختلف بین 220 تا 140 سانتی متر می باشد ورود انواع سمپاش وکارگردان سمپاشی کنند به داخل مزرعه مشکل و حتی غیرممکن می باشد و ممکن است خسارت وارده به محصول در اثر استفاده از سمپاش های معمول در کشور از خسارت آفت بیشتر شود.
گر چه استفاده از هواپیمای سمپاش در این مرحله مطمئن ترین راه می باشد د رعین حال به دلایل تداخل فصل مبارزه با زمان سن گندم، کلیه هواپیماها درگیر عملیات سن بوده و امکان استفاده از آن ضعیف است از طرف دیگر چون قطعات کوچک می باشند امکان مانور هواپیما وجود نداشته و انجام سمپاشی مقرون به صرفه نیست این در حالی ات که وزارت جهادکشاورزی به دلیل وابستگی شدید استفاده از هواپیما به خارج و آلودگی شدید محیط زیست در سمپاشی هوایی و اتلاف حدود 40 تا 20% از سیم پاشیده شده در نظر دارد به تدریج سمپاشی زمینی را جانشین سمپاشی هوایی نماید. لذا با توجه به این که آفات یاد شده عموماً فعالیت خود را از حاشیه مزرعه ها شروع می کنند لذا عملی ترین راه مبارزه این است که از سمپاش های با کاربرد 50 ـ 30 متر استفاده و سمپاشی از حاشیه مزرعه انجام شود. نمونه این نوع سمپاش که با محلول تحت فشار و جریان شدید هوا کار می کند سمپاش اونیماک می باشد که تعدادی حدود 40 دستگاه از آن در سازمان های کشاورزی موجود می باشد با این که کارآیی آن بسیار خوب است ولی به دلیل حجم زیاد کامیون حامل سمپاش و کمبود لوازم یدکی و بهای ارزی گران استفاده از آن مشکلات زیادی در بردارد. در حال حاضر سمپاش های توربینی براساس جریان شدید هوا و محلول تحت فشار در کشورهای ایتالیا، فرانسه و دانمارک طراحی و ساخته شده که به راحتی به پشت تراکتور متصل و با شافت P.T.O کار می کند.
سر توربین با داشتن ارتفاع زیاد در جهت های مختلف می چرخد و برای سمپاشی مزرعه های کلزا هم بسیار مناسب می باشد عرض پاشش آن تا 50 متر می رسد. با این که مزرعه های کلزای موجود در ایران کوچک بوده و پاشش از اطراف مزرعه کافی به نظر می رسد در عین حال در مزرعه های خیلی بزرگ می توان با ایجاد خطوط نکاشت به فاصله 100 متر از این نوع سمپاش به روش رفت و برگشت در روی همان خط استفاده نمود. با دستگاه های معمولی نیز می توان حاشیه مزرعه را در این مرحله با سمپاش های قوی تا عمق قابل ملاحظه سمپاشی کرد. اگر این سمپاشی با سموم مناسب مثل پریموریادسیس عملی شود ضن ایجاد تلفات قابل ملاحظه به آفت، با مهاجرت حشرات مفید چون کفشدوزک, شیر شته و غیره از نوارهای سمپاشی شده به نوارهای سمپاشی نشده جمعیت آفت را می توان به طور قابل ملاحظه ای کاهش داد.
اگر مزرعه ای دارای دو هکتار وسعت باشد و امکان سمپاشی تا عمق 20 متری وجود داشته باشد 12000 =(2*200*20) + (2*100*20) متر مربع از حاشیه کناری و پر آفت سطح 20000 مترمربعی سمپاشی میشود که به نظر می رسد به دلیل مذکور، تاثیر عمده ای در کاهش خسارت داشته باشد.
سمپاشی در مراحل ذکر شده وقتی که یک کلنی در هر متر مربع ملاحظه شود در تقلیل خسارت موثر خواهد بود. با مشورت کارشناسان، سموم ذکر شده را می توان به کار برد.
نکته ای که حایز اهمیت است مبارزه قبل از ایجاد کلنی های شته می باشد. به اعتقاد برخی از متخصصان فرانسوی که سابقه طولانی در تولید کلزا دارند در اوایل فصل، مشاهده حداقل تعداد ممکن شته در مزرعه ها به ویژه در حاشیه ها، مبارزه با آفت از طریق مصرف زیاد آب و یک ماده مویان با سمی پایدار می تواند از گسترش دامنه خسارت جلوگیری کند.
دشمنان طبیعی شته ها و امکان مبارزه بیولوژیک:
در روند حیات طبیعی کلیه موجودات زنده (از جمله حشرات) مکانیسم کنترل جمعیت به نحوی است که در شرایط عادی، تکثیر غیرعادی و خیلی زیاد غیرممکن می شود. مگر خواسته یا ناخواسته، فاکتورهای تولیدکننده و یا محدودکننده به دلایلی مختل شود. در مورد آفات ذکر شده در این نشریه نیز وضع چنین است: بسیاری از موجودات مفید برای کنترل حشرات مضر در محیط وجود دارند و در شرایط طبیعی می توانند از شدت خسارتی که در بعضی مواقع تا حد نابودی کلزا پیش می رود جلوگیری کرده و میزان صدمات وارده ازطرف آفت موردنظر را تا مرز هزینه های سم و سمپاشی یا تخریب های حاصله که در اثر سمپاشی به وجود می آید، پایین آورند.
متاسفانه دخالت ناروا و سمپاشی های نامعقول با سمومی که مطلقاً توسط کارشناسان توصیه نمی شود، باعث کاهش جمعیت حشرات مفید در طبیعت شده است و حشرات مضر میدان را برای ایجاد ضایعاتی بس شدید مساعد می یابند. در شرایط خاص حرارتی هر چند ممکن است مبارزه بیولوژیک در مورد برخی از شته ها در فصلی خاص، وقتی جمعیت شته به دلیل محدودیت تعداد پرداتور یا پارازیت ها حالت انفجاری دارد، ممکن نباشد ولی باید توجه داشت نوع و مقدار سم مصرفی، نحوه و زمان مبارزه خیلی مهم بوده و امکان دارد حتی به جای حذف آفت،حشرات مفید را منهدم سازد.
در مبارزه، توجه به شرایط استقرار بوته ها، و انبوهی مزرعه (به ویژه در مرحله گل و غلاف) روش سمپاشی نواری یا حاشیه ای، امکان مهاجرت و فعالیت حشرات مفید حتی زنبورعسل را از ناحیه سمپاشی شده به نواحی سالم فراهم آورده و اثرات تخریبی محدودی علیه حشرات مفید بااستفاده از سموم مجاز دارد و می تواند دامنه مبارزه را که احتمالاً صددرصد نیست به مرز قابل قبول برساند.
الف ـ کفشدوزک هفت نقطه ای
Coccinella septmpunctata.L
کفشدوزک هفت نقطه ای از فراوان ترین و معروف ترین گونه های حشرات شکارچی است که در تمام نقاط مختلف دنیا در مبارزه بیولوژیک کاربرد فراوانی داشته است. لارو و حشرات بالغ از انواع شته های آزاد، گالزا و حتی شته های ریشه، شپشک های نباتی، پسپل ها، تخم و لارو جوان سایر حشرات تغذیه می کند، هر کفشدوزک در دوره لاروی، هزار و هر حشره کامل تا 9000 شته را طعمه خود قرار می دهد، حشره بالغ نسبتاً بزرگ و به طور 8 ـ 5/5 میلی متر، محدب، با سرسیاه رنگ که از دو طرفین دو چشم پیشرفتگی پیدا نموده است در حاشیه جلویی سرنوار باریک قرمزرنگی مشاهده می شود، شاخک ها دارای قاعده سیاه و بندهای خرمایی رنگ است. سینه سیاه رنگ و دارای حاشیه جلویی صاف که از دو طرف چشم ها را می پوشانند. حاشیه عقبی سینه قوسی است. بالپوش ها به رنگ قرمز نارنجی، کاملاً محدب با حاشیه های صاف و انتهای آن گرد است. سپرچه مثلثی و سیاه رنگ می باشد. روی هر بالپوش سه نقطه سیاه رنگ و یک نقطه سیاه رنگ دیگر نیز به صورت مشترک بین دو بالپوش قرار دارد. سطح زیرین بدن و پاها، سیاه و پوشیده از موهای ظریف و سفید رنگ است.
تخم ها کشیده، و در ابتدا زرد روشن است که به تدریج نارنجی می شود. طول تخم 73/0 ـ 67/0 میلی متر است. لارو به رنگ زرد مایل به قهوه ای تا خاکستری مایل به سیاه، به طول 13 ـ 11 میلی متر و دارای لکه های نارنجی رنگ در امتداد طول بدن می باشند. نیم حلقه های پشتی بدن در ناحیه جانبی دارای برجستگی هایی است که روی آنها موهای کوتاه دیده می شود . شفیره به طول 7 ـ 6 میلی متر و از انتهای بدن به برگ متصل می شود.
این کفشدوزک به صورت حشره کامل در پناهگاه ها نظیر زیر پوست درختان و شکاف دیواره ها زمستان گذرانی می کند. در بهار هنگامی که دما به 12 ریسد کفشدوزک ها از پناهگاه ها خارج و شروع به تغذیه می نمایند. سپس حشرات بالغ، جفت گیری کرده و در دمای بین 30 ـ 20 درجه سانتی گراد بعد از 4 روز تخمگذاری می نمایند، تخم ها به صورت دسته ای (100 ـ 50 عدد) در زیر برگ های گیاهان قرار
می گیرد. تعداد تخم بین 300 ـ 70 عدد و حداکثر تا 3000 عدد گزارش شده است، لاروهای جوان از تخم خارج شده و در قسمت های مختلف گیاه به جستجوی طعمه می پردازد. این حشره دارای 5 سن لاروی بوده که 10 تا 7 روز طول می کشد. شفیره ها در زیر برگ یانقاط دیگر ثابت شده و پس از یک هفته تا ده روز به حشره بالغ تبدیل می شوند . این کفشدوزک دارای 5 تا 3 نسل در سال است.
ب ـ زنبور پارازیت شته Aphdius matricariae
جمعیت زیادی از شته ها در محیط های طبیعی و کمتر سمپاشی شده به وسیله این زنبور پارازیته می شوند و در آلودگی های محدود می تواند عامل کنترل آفت و جلوگیری از خسارت باشد. افراد بالغ این زنبور 2 ـ 8/1 میلی متر طول داشته رنگ آنها سیاه براق بدنی کشیده و پاهایی به رنگ روشن دارند. تخمگذاری در داخل بدن شته زنده صورت می گیرد و بعد از تفریخ تخم، نوزارد از بافت درونی بدن شته تغذیه می کند. و پس از تخریب اندام های درونی در همان جا شفیره می شود. طول دوره لاروی 9 روز، شفیرگی، 5 روز و حشره کامل 10 ـ 7 روز است. تطابق زندگی زنبور با شته هایی که در زمستان شدیداً فعال هستند در یک دوره خاصل مشکل به نظر می رسد ولی قبل و بعد از دوره سرما، شته های فراوانی توسط این زنبور در توده های طبیعی یا آلوده شده مصنوعی پارازیته می شوند.
پ ـ شیر شته Chrsoperla. Spp
گونه های فراوانی از این حشره در کنترل شته ها و تریپس ها موثر هستند. بسیاری زا این حشرات قابلیت پرورش مصنوعی و رهاسازی را دارا می باشند حشره بالغ و لارو این بالتوری از شته ها تغذیه می کنند. تخم های ساقه دار و منحصر بفرد آن معرف حضور این حشره مفید در مزرعه هاست. استقرار با نسبت یک به ده بالتوری به شته باعث کنترل کامل آفت می شود. در مناطق سرد و معتدل سرد به دلیل شدت فعالیت این بالتوری در ابتدای شروع فعالیت شته ها (شهریور و مهرماه) و (فروردین و اردیبهشت ماه) می توان برکارایی آن در کنترل آفت تاکید کرد.
ج ـ پشه شکاری و گالزا Aphidoletes ophidilimyza
ظاهر این حشره مفید تفاوت قابل ملاحظه ای با پشه های معمولی ندارد رنگ قهوه ای روشن پاهای بلند کشیده ـ رنگ سیاه سر و شاخک های بلند باعث تمایز این پشه می شود. پشه ماده تخم های خود را در کلنی شته ها قرار می دهد و هر لارو پشه پس از تفریخ تخم در هر هفته می تواند 50 ـ 20 شته را شکار کرده و از آن تغذیه کند. لارو که به رنگ نارنجی روشن است بعد زا تغذیه کافی در خاک تبدیل به شفیره شده بعد از 14 روز شفیرگی در شرایط متعارف نسل جدید آغاز می شود.
مبارزه بیولوژیک یا در مراحل بعدی مبارزی تلفیقی به همراه دیگر روش های مناسب مانند استفاده از رقم های مقاوم (پرزدار کلزا) و رعایت تاریخ کاشت ـ می تواند در امر مبارزه با این آفت خطرناک به جای استفاده از روش های غیراصولی دیگر موثر باشد و دامنه تکثیر آفت را در سال های بعد محدود ساخته با افزایش فعالیت زنبورهای عسل و دیگر حشرات مفید تلقیح کننده که با شدت سمپاشی ها در زمان غنچه و گل از مزرعه کلزا دور شده یا صدمه می بینند، به میزان تولید در هکتار کمک کند. با مشاهده حشرات شکارچی، مبارزه شیمیایی را که توصیه می شود برای جلوگیری از خسارت قبل از کلنیزه شدن باید صورت گیرد می توان به تعویق انداخت ـ چون با حرکت حشرات شکارچی در محیط تعداد محدود شته ها می تواند کنترل شود.
منابع مورداستفاده
1ـ طرح تامین منابع روغنی نباتی، معاونت زراعت وزارت کشاورزی، 1378
2ـ FAO year book vol 54 1999
3- گیاهپزشک
مبارزه با شته
شته
phylloxera
filoksera
حشرات این خانواده که با خرطوم
خود از شیره گیاهی تغذیه می کنند ، دارای تعداد زیادی از گونه ها و از آفات
مهم و درجه اول گیاهان صنعتی ، زینتی ، باغبانی ، سبزیکاری ، جنگلی و غیره
بوده و از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار میباشند .
شته ها علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی در انتقال بیماریهای ویروسی نقش مهمی ایفا می کنند .
عده ای از شته ها باعث پیچیدگی برگ و یا تغییر شکل شاخه ها گردیده و برخی
بر روی قسمتهای گیاهان میزبان تشکیل گالهای گوناگونی را می دهند .
شته
ها حشرات کوچک کُرَوی ، پهن و یا بیضی شکل هستند ، طول بدن آنها از نیم
میلیمتر تا هشت میلیمتر متغیر و اغلب اوقات بین ۲ تا ۴ میلیمتر می باشد .
رنگ آنها بسیار متنوع و اغلب دارای رنگهای زرد ، سبز ، قرمز ، سیاه و یا خاکستری هستند .
بدن آنها نرم و پوشیده از موهای ریز با اندازه های متفاوت میباشد .
در شته ها سر دارای یک جفت شاخک که طول آن متغیر است وجود دارد .
شته ها دارای سه جفت پا هستند و پاهای عقبی معمولا بلند تر از سایر پاها می باشد .
شته ها به دو شکل بدون بال و یا بالدار میباشند .
در نزد اغلب گونه ها شکم حشره به دم کوتاهی ختم می شود .
ضمنا در طرفین و پشت حلقه ششم شکم زائده ای با شکل و اندازه متفاوت وجود دارد .
شکل و اندازه این زائده ، شاخکها ، دُم و تزئینات آنها از نظر تشخیص گونه ها اهمیت زیادی دارند .
شته ها معمولا دارای ترشحات شیرین و چسبناکی بنام ( عَسَلَک ) میباشند که
باعث جلب مورچه ها گَشته و حتی مورچه ها با شاخکهای خود آنها را تحریک به
ترشح شیره نموده و از آن تغذیه می کنند .
بعضی از مورچه ها برای یک
کُلُنی از شته ها لانه ساخته و آنها را محبوس می کنند و یا آنها را به
مکانهای دیگر مخصوصا روی ریشه گیاهان منتقل می کنند .
در حقیقت مورچه ها استثمارکننده شته ها هستند .
بدین جهت شته ها را گاو شیری مورچه ها نامیده اند .
در عوض مورچه ها اغلب اوقات شته ها را از حمله و گزند دشمنانشان مصون می دارند .
زندگی شته ها بسیار پیچیده است در قسمتی از زندگی خود بطریق بِکرزائی
تکثیر پیدا کرده و سپس بعد از پیدایش افراد نر و ماده و آمیزش بین آنها نسل
های متعددو متوالی ایجاد کرده و در پائیز ماده های جنسی تخمهای زمستانه می
گذارند .
زادآوری در شته ها بسیار زیاد میباشد ، بطوریکه تعداد نسل آنها گاهی در سال در مناطق مناسب به ۲۰ نسل می رسد .
چند تائی شته کافی است تا در اندک زمان باغ یا گلزاری را آلوده نماید .
عده ای از شته ها زندگی خود را بر روی یک گیاه بپایان می رسانند ( یک
میزبانه ) در حالیکه عده ای دیگر قسمتی از زندگی خود را روی یک گیاه و قسمت
دیگر را روی گیاه دیگری می ذرانند ( دومیزبانه ).
شرایط آبر و هوائی فصل بهار ، زادآوری این حشرات را بسیار تسریع می کند .
در مورد شته های دو میزبانه اگر بتارانهای بهاری موقعی ببارد که حد اکثر
افراد بالدار باشند ، تعداد زیادی از آنها را نابود می کند .
در حالیکه بر روی افراد بی بال و لاروها تاثیری ندارد .
جمعیت شته های یک میزبانه در اوائل بهار بسیار زیاد می باشند ولی بتدریج
در هنگام تابستان تعداد آنها در نتیجه عوامل کنترل کننده مانند کفشدوزکها ،
مگسها ، رنبورهای شته خوار ، قارچهای شته کُش ، و همچنین بعلت کمی رطوبت
از بین رفته و سپس در اوائل پائیز شروع بازدیاد می کنند .
کثرت جمعیت و
در نتیجه زیان شته ها به عوامل بسیار زیاد از قبیل شرایط آب و هوائی ،
رطوبت ، حرارت ، مقدار و شدت نور ، عمل پارازیت ها و شکاری ها، بستگی دارد .
بعنوان مثال زندگی دو نوع شته در زیر شرح داده می شود :
۱ – شته سبز هلو – Myzus persicae :
طول حشره بالغ بی بال ۵/۱ تا ۲ میلیمتر و رنگ آن سبز ِزَرد و یا زرد می باشد .
بدن بیضی شکل و زائده آن نسبتا طویل است .
بیولوژی – تخمها در قاعده جوانه های هلو ، شلیل ، بندرت در زرد آلو گذاشته می شود .
در اواسط فروردین بسته به شرایط آب و هوائی ، تخمها باز شده و حشرات بطرف
برگها می روند و سپس اواسط اردیبهشت حشرات هر کدام بطور متوسط ۴۰ تا ۵۰
نوزاد بدون بال تولید می کنند که بنوبه خود حشرات بی بال و یا بالدار می
زایند .
در نسل سوم ، تقریبا تمام حشرات بالدار می باشند و بتدریج در
اواسط خرداد تقریبا حشره ای بر روی درخت هلو باقی نمانده و تمام آنها بر
روی میزبان دوم که بسیار گوناگون و از خانواده های مختلف گیاهی میباشند
مانند: چغندر ، اسفناج ، تنباکو ، سیب زمینی ، کوکب ، کلم و غیره مهاجرت می
کنند و نوزادان خود را در روی آنها می گذارند و این نوزادان درطول فصل
تابستان نسلهای متوالی را تشکیل میدهند .
گزش شته ها برروی برگهای هلو وسپس برروی برگهای میزبان ثانوی باعث پیچیدگی برگها میشود.
شته ها در روی سطح زیرین برگها قرار گرفته و بدین طریق مبارزه با آنها بسیار مشکل می شود .
در تابستان و در ماههای تیر، مرداد و شهریور شته ها در روی میزبانهای
ثانوی زادآوری کرده و فعالیت آنها باعث ایجاد زردی ، پومردگی ، تغییر شکل
برگها می گردند .
و در بعضی از موارد باعث انتقال بیماریهای ویروسی می گردند .
درشهریورماه تا اواخرماه حشرات جنسی بالدار بسوی میزبان اولیه ( درخت هلو ) مهاجرت مینمایند.
هر شته به تعداد پنج تا ده تخم منفردا بر روی شاخه های جوان و جوانه ها می گذارند و تخمها تا بهار سال آینده باقی خواهند ماند .
۲ – شته گل سُرخ – Metopolophium dirhodum :
طول حشره بالغ بی بال این شته در حدود ۸/۲ تا ۴/۳ میلیمتر و رنگ آن سبز مایل به قهوه ای با زائده و پاهای سیاه رنگ می باشد .
در ابتدای بهار تخم این شته ها که از سال قبل بر روی درخت گذاشته شده
بتدریج شروع به باز شدن کرده و در نتیجه زادآوری شته ها سطح زیرین برگها و
ساقه های گل دهنده ( گل سُرخ و نسترن ) مملو از این شته ها میشود .در
مکانهائی که حمله این شته مقارن با سفیدک گل سُرخ باشد می توان با مخلوط
کردن دو سم قارچ کُش و حشره کُش فقط یکبار مبارزه نمود .
باید توجه داشت که دو سم مصرفی قابلیت اختلاط با یکدیگر را داشته باشند .
مبارزه :
مبارزه با شته ها زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که بمحض ظهور اولین کُلُنی های شته آغاز گردد .
بعلاوه در این زمان هنوز تعداد پارازیتها و شکاری ها زیاد نبوده و سمپاشی
زیان زیادی به آنها وارد نمی کند .مبارزه با شته در محیط های بسته آپارتمان
نسبتا ساده بوده و با چند بار استفاده از حشره کُش های معمولی که برای
مبارزه با مگس از آنها استفاده میشود از بین میرود .
اما در محیط باز دفع شته بسیار مشکل است .
سمومی که در مبارزه علیه شته ها بکار برده می شود ، اغلب سموم فسفره
میباشند که خاصیت تماسی دارند مانند : مالاتیون ، گوزاتیون ، دیازینون و
سوپر اسید ، که بر حسب ماده موثر آنها از یک تا یک و نیم گرم در یک لیتر آب
مصرف میشوند .
سموم نفوذی موسوم به سیستمیک مانند : فسامیدون ،
متاسیتوکس و سموم مشابه که دارای خاصیت نفوذی میباشند برتری چشم گیری به
سموم تماسی شته کُش دارند .
زیرا علاوه بر اینکه شته ها در سطح زیرین
برگها و مکانهای دیگری از گیاه که سم مستقیما به آنها نمی رسد را از بین
میبرد ، بلکه به پارازیت ها و شکاری های مفید آنها نیز صدمه زیادی وارد نمی
آورد .
و نیز علیه کَنِه های گیاهی موثر می باشد و دوام آنها برحسب
رشد گیاه و نوع سم بین ۱۰ تا ۲۰ روز طول می کشد . برای اینکه مقدار ماده
موثر بیشتری داخل گیاه شود ، لازم است که سمپاشی زمانی که برگها باندازه
کافی رشد کرده باشند انجام گیرد .
بنابراین باید این سموم را دیر تر از سموم شته کُش تماسی مصرف نمود.
این شته فقط رو درخت انار
فعالیت دارد و طرز خسارت ان بدین ترتیب است که تمام سرشاخه ها و سطح زیرین
برگها و جوانه ها و گلهای قرمز درخت رو مورد حمله قرار می دهد.ضمن تغذیه از
شیره ی گیاهی مقدار زیادی هم عسلک تولید می کند. بر اثر حمله ی این شته
اغلب سرشاخه ها رشدشون متوقف می شه. و بعضی از گلهای بسته هم باز نمی شن و
اغلب گلها و میوه های جوان بر روی زمین می ریزن.خسارت این شته روی درختانی
که در منازل کاشته شده اند بیشتر دیده می شود.زیرا در این جاها آبیاری زیاد
شده و رطوبت کافی برای رشد و توسعه شته وجود دارد.شته سبز انار در تمام
مناطق انار خیز بالاخص در نواحی فارس و قم و ساوه و اصفهان و کاشان و یزد
انتشار دارد!
شته انار زمستان را به صورت تخم در روی سرشاخه های انار
به سر می برد.روی درختان انار در ماهای بهار بالاترین جمعیت را دارد.ترشح
عسلک موجب جلب گرد و خاک و رویش قارچ مود دوده یا همون فوماژین می شود .در
تابستان به دلیل گرم شدن هوا از تراکم و شدت خسارت ان کاسته می شود .در این
رابطه دشمنان طبیعی نقش مهمی دارند.در ماهای پاییز که درجه حرارت پایین می
آید دوباره بر انبوهی شته ها افزوده می شود.ولی شدت آن از بهار کمتر است. در اکثر موارد این شته به وسیله ذشمنان طبیعی کنترل می شو د و نیازی به مبارزه شیمیایی ندارد
در
صورتیکه مبارزه شیمیایی لازم باشد بهتر است این اقدام علیه تخمها در
زمستان صورت گیرد و سمپاشی با ترکیبات روغنی و تر کیبات سوزاننده ویا
ترکیبات فسفره روغنی در زمستان انجام گیرد.
روغنهای
زمستانه به نسبت 1-2 در صد به طور خالص یا مخلوط با سموم فسفره حشره
کش!مقدار سموم فسفره حدود یک تا دو در هزار از ترکیبات شیمیایی مانن
مالاتیون-ذیازینون و سوپراسید
ترکیبات سوزاننده بر اساس DNOC یا DNBP به نسبت 1-2 در هزار مخلوط با روغن مصرف می شوند.گبوتکس روغنی به نسبت 0.7 تا یک درصد در زمستان به همین منظور به کار می رود.
.سمپاشی
بهاره بهتر است قبل از گل انار و با یکی از ترکیبات سیستمیک انجام
شود.ماند متاسیستکس -پرفکتیون -سوپراسید و دیازینون به نسبت یک در هزار
شته سبز سیب
Green apple aphid
Aphis pomi
(Hom.: Aphididae)
این شته در سراسر
کشور هر جا که سیب کشت شود وجود دارد. این آفت به برگ و نوک شاخههای نورس،
جوانهها حتی گلها نیز خسارت میزند و باعث کم شدن محصول میگردد. گیاهان
میزبان آن شامل سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل میباشد. در نهالستانها و
روی درختان جوان خسارتش بسیار شدید است. حمله شدید آن در باغهای بارده نیز
به فراوانی دیده میشود. در درختان چه پیر و چه جوان پاجوشها بیشتر در
معرض حمله این شته قرار دارند. بر اثر تغذیه این حشره برگهای جوان تغییر
شکل میدهند. در این گونه پیچش برگها غالباً عرضی است. به عبارتی کلیتر
برگهای جوان انتهایی بیشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بیشترین خسارت
را میبینند.
زیستشناسی 1
سیکل زندگی این شته از نوع
Holocyclic میباشد. زمستان گذرانی به صورت تخم است. این تخمها معمولاً روی
شاخههای یکساله گذاشته میشوند. روی شاخههای سنین دیگر نیز ممکن است
بتوان تخمی پیدا نمود. زمان تفریخ تخمها مصادف با باز شدن جوانههاست.
فعالیت بهار این آفت شدید است و روی اعضا فعال و جوان گیاهی به سرعت به
زندهزایی ادامه داده و مهمترین خسارت خود را در همان زمان وارد میآورد.
با بالا رفتن جمعیت، بالدارهایی در مجموعه شتهها ظاهر میشوند که انتشار
آفت را به سایر درختان میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده میگیرند.
این شته میزبان ثانوی برای تابستان گذرانی ندارد به عبارت دیگر تمام نسلهای
خود را روی درختان میوه سردسیری که قبلاً اسامی آنها ارائه شد طی مینماید
و اگر مشاهده میشود که در طول تابستان جمعیت آن به شدت کاهش مییابد به
علت مهاجرت به طرف میزبانهای ثانوی نیست بلکه این کاهش نتیجه اثر حرارت
شدید محیطی، ایجاد تغییراتی در شیره گیاهی و فعالیت قابل توجه دشمنان طبیعی
این شته میباشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت این شته فزونی محسوسی در
مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار میگردد. افراد جنسی از اواخر مهر شروع
به ظاهر شدن میکنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله آغاز میگردد.
تعداد نسل شته سبز سیب در سال بر حسب شرایط آب و هوایی محل فرق کرده و
معمولاً 15 تا 20 نسل در سال تولید میکند. این شته یک میزبانه است.
زیست شناسی 2
گیاهان میزبان
این شته به سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل حمله می کند. هر جا که سیب کشت شود این آفت نیز وجود دارد.
مرفولوژی
شته سبز مایل به زرد است و سر،انتهای شاخک کورنیکول و پنجه سیاه رنگ می باشد و دارای یک فرورفتگی روی دم می باشد..
خسارت
این آفت بیشتر روی پاجوش ها و شاخه های جوان و چوبی نشده
فعالیت می کند. بنابراین خسارت آن در نهالستان ها شدید است (باعث خشک شدن
شاخه ها هم می شود). این شته هم مانند سایر شته ها شیره ی گیاهی را می مکد و
باعث ایجاد اختلالات فیزیولوژیک می شود.باعث پیچیدگی (پیچش برگها غالباً
عرضی است و بیشترین خسارت روی برگهای جوان انتهایی) و زردی برگ ها و ریزش
آنها می شود. در باغ های بارور باعث ریزش میوه می شود باعث ریزش گل هم می
شود .
زیستشناسی
این شته تک میزبانه است و بصورت تخم های سیاه و براق روی پاجوش ها زمستان گذرانی می کند. سیکل زندگی این شته از نوع کامل- Holocyclic میباشد.
تخمها همزمان با باز شدن جوانهها تفریخ می شوند.این شته در بهار جمعیت
بالایی دارد و خسارت شدید خود را در همین زمان وارد می کند. با بالا رفتن
جمعیت، شته های بالدار ظاهر میشوند که انتشار آفت را به سایر درختان
میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده میگیرند.در طول تابستان جمعیت شته
ها کاهش میابد که به دلیل فعالیت دشمنان طبیعی ، حرارت شدید محیطی،تغییرات
شیره گیاهی و تغییرات طول روز میباشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت
این شته فزونی محسوسی در مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار میگردد. افراد
جنسی از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن میکنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله
آغاز میگردد.شته سبز سیب 15 تا 20 نسل در سال تولید میکند.
تخم های زمستان گذران : تخم ها بیضوی ، سیاه براق ، کشیده به طول 0.2 میلیمتر است. منبع: حشره شناسی و آفات گیاهی
کنترل شیمیایی:
اگر شتهها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک
مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده میشود
ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور) که یک شته کش اختصاصی
است، استفاد میشود. برای مبارزه با شتههای سبزی و جالیزی از هپتنوفوس
(هوستاکوئیک) استفاده میشود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین
سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.
1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار
2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار
3. مالاتیون EC25% دو درهزار
4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار
5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار
6. هپتنفوس EC50% یک در هزار
7. دیازینون EC60% یک در هزار
عکسهای شته سبز زردآلو
_
برنج پس از گندم مهمترین محصول کشاورزی است و نقش بسیار بارز و چشمگیری در تغذیه مردم جهان و نیز کشورمان دارد و همینطور این محصول پس از گندم بیشترین سطح اراضی کشاورزی را در جهان به خود اختصاص داده است . بر اساس آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان خوار و بار کشاورزی جهان، در آخرین سال مورد گزارش(2003) سطح کشت برنج جهان 150,938,100 هکتار بوده است .
بر اساس آخرین آمارگیری که درسال 81 انجام شده است سطح زیر کشت برنج کشورمان 611238 هزار هکتار بوده است، که نسبت به سال گذشته 7/18 در صد افزایش داشته است و در سال 82 سطح زیر کشت برنج کشورمان 583،773 هزار هکتار بوده است . با توجه به اینکه محصول برنج برای رشد و نمو و بازدهی، به آب و هوایی مرطوب و نسبتاً گرم و آب فراوان نیاز دارد و مساعدترین منطقه برای کشت آن، سواحل جنوبی دریای مازندران است، بنابراین بیشترین سطح زیر کشت برنج در استانهای ساحلی دریای خزر قرار دارد.
بر همین اساس و بر اساس نتایج آخرین طرح آماری اجرا شده در سال 1382، بیشترین سطح در استان گیلان با 196،530 هکتار می باشد. پس از گیلان که مقام اول را درسطح زیر کشت دارا است، استانهای مازندران، گلستان و خوزستان به ترتیب مقام دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. استان یزد با 13 هکتار کمترین سطح برنج درکل کشور را دارد. مازندران و گیلان جمعاً 5/68 درصد از سطح زیر کشت شلتوک کل کشور را داشته و مهمترین مناطق کشت برنج به شمار می آیند.همچنین مناطق اصلی کشت برنج مازندران، گیلان، فارس، خوزستان و گلستان بیشترین درصد از سطح کل کشور را به خود اختصاص داده اند.
استان
سطح زیر کشت شلتوک(هکتار)
کل کشور
584،074
آذربایجان شرقی
2،285
آذربایجان غربی
110
اردبیل
157
اصفهان
15،327
ایلام
1،778
تهران
-
چهارمحال وبختیاری
4،099
خراسان
2،053
خوزستان
50،022
زنجان
2،706
سیستان و بلوچستان
597
فارس
49،688
قزوین
3،554
کردستان
39
کرمانشاه
826
کهگیلویه و بویر احمد
8،777
گیلان
196،530
لرستان
3،286
مازندران
185،342
گلستان
56،586
یزد
13
ساقه برنج راست ، استوانه ای و جز در قسمتی که گره ها وجود دارند تو خالی است. ارتفاع ساقه به 60 تا 200 سانتیمتر می رسد. برنج علاوه بر ساقه اصلی ، 4 تا 5 ساقه فرعی دارد. برگهای برنج به صورت متناوب در دو ردیف در دو طرف ساقه قرار گرفته اند. برگ برنج دارای غلاف ، پهنک ، زبانک و گوشوارک است. همچنین برنج مانند گندم ، دارای گل آذین خوشه ای می باشد که دانه ها در آن قرار می گیرند.
برخلاف سنبلچه های گندم و جو و ذرت که فشرده و نزدیک به هم هستند، سنبلچه های برنج به صورت غیر فشرده روی محورهای اصلی و فرعی گل آذین قرار می گیرد. میوه برنج دارای غلافی سفید رنگ ، قهوه ای ، کهربایی ، قرمز یا بنفش است که این میوه را به همراه غلاف آن ، شلتوک می نامند. برای قابل استفاده شدن برنج برای انسان ، باید شلتوک را پوست کنند،
وزارت جهاد کشاورزی (آمار مقدماتی
بذری را که برای کاشت انتخاب مینمایند، عموماً از محصول سال قبل تهیه شده است. کشاورزان
بعد از برداشت برنج و خشک کردن آن مقداری بذر را بصورت شلتوک یا بصورت خوشه نگهداری
مینمایند تا در سال بعد از این بذر جهت کاشت در خزانه استفاده نمایند.
گاهی
اوقات بعلت خرابی محصول، کمی بذر و یا تغییر رقم محصول، بذر را از نقاط دیگر تهیه مینمایند.
بذری
که به این طریق تهیه شده است در جای خشک و مناسبی نگهداری میشود. بطوری که حشرات،
پرندگان و جوندگان مثل موش به آن دسترسی نداشته باشند. استفاده از این بذر در استانهای
شمالی کشور از حدود دوم الی پنجم فروردین ماه آغاز میگردد.
عملیات جوانهدار نمودن بذر:
بذر
ذخیره شده در موقع کاشت باید جهت کاشت آماده شود. بسته به میزان بذر در داخل ظرف یا
حوضی که در حیاط منزل معمولاً به این منظور تعبیه شده مقداری آب ریخته و سپس در داخل
آن نمک میریزند. معمولاً 3 تا 4 کیلوگرم نمک برای 18 لیتر آب مناسب است.
در
بعضی از مناطق شالیکاران از تخممرغ تازه بعنوان معیار نمک استفاده مینمایند. بدین
ترتیب غلظت نمک به 08/1 تا 11/1 میرسد این غلظت در ارقام مختلف برنج متفاوت است و
در ارقام ریشکدار کمتر و در ارقام بدون ریشک بیشتر است.
وقتی
محلول آب و نمک بدین طریق تهیه شد، شلتوکها را در داخل آن ریخته و خوب بهم میزنند.
بعلت اختلاف وزنی که بین بذرهای سبک و سنگین بوجود میآید بذور سنگین در ته و بذور
سبک در روی محلول میمانند. این بذور که در سطح میمانند بیارزشمند و باید درو ریخته
شوند، زیرا دارای ارزش جوانهزنی نیستند و به اصطلاح پوک هستند. بذوری که در ته میمانند
سالم و مناسبند و چنانچه کاشته شوند تولید جوانه مینمایند. این بذور را جمعآوری نموده
و بلافاصله با آب خالص بخوبی میشویند تا هیچ اثری از نمک روی آن باقی نماند.
بذور
سالمی را که بدین طریق تهیه شده ، در داخل گونی یا کیسههایی میریزند، البته تمامی
حجم کیسه را از بذر پر نمینمایند. چون بذور در اثر جذب آب ازدیاد حجم پیدا مینمایند
و ممکن است کیسه در اثر این عمل پاره شود. پس از اینکه بذور در داخل کیسه ریخته شده
این کیسه یا گونیها را در داخل ظرف یا حوض پر از آب میاندازند و بسته به درجه حرارت
محیط آنرا بمدت 2 تا 3 روز در داخل آب قرار میدهند. تا این بذور آب کافی جذب نمایند.
در این مدت روزی 2 تا 3 مرتبه به ظرف یا حوض، آب اضافه میکنند زیرا آب بوسیله جذب
شدن توسط بذور کاهش مییابد و یا ممکن است از کنار و یا کف حوض نشت نماید. پس از گذشت
این مدت بذور آب داده شده را از داخل آب بیرون میکشند و سپس در محیطی مناسب در داخل
حیاط روی زمین، گونی، پارچه یا حصیری پهن مینمایند و بذور خیس شده را روی آن میریزند.
سپس روی آنرا با کیسه یا نمدی میپوشانند. این عمل ممکن است بسته به درجه حرارت محیط
تا یک هفته نیز طول بکشد. پس از این مدت بذور جوانهدار شده و آماده جهت کاشت در خزانه
میباشند. مدت لازم برای جوانهدار شده شدن بذر بسته به دمای محیط از 2 تا 8 روز متفاوت
است. هر چه درجه حرارت بیشتر باشد مدتی که بذر میتواند جوانهدار شود کاهش مییابد.
حداقل
درجه حرارت لازم برای جوانهدرا شدن بذر 12 درجه سانتیگراد و حداکثر 25 درجه سانتیگراد
است.
عملیات تهیه خزانه:
در
نقاط مختلف کشور کشت برنج به دو روش نشایی و مستقیم انجام میشود.
در
اکثر مناطق کشور کشت به روش نشایی انجام میگیرد. در استانهای گیلان و مازندران نیز
کشت برنج به طریق نشایی انجام میشود. بعلت طیف گسترده علفهای
هرز بخصوص در استان گیلان، کشت برنج به طریق مستقیم به هیچ وجه توصیه نمیگردد. بدین
جهت همزمان و یا قبل از جوانهدار نمودن بذر اقدام به تهیه خزانه مینمایند.
خزانه
برنج که در استان گیلان به آن «تمبیجار» میگویند، قطعه زمین کوچک و محصوری است که
در داخل زمین اصلی یا در قطعهای از زمین در خارج مزرعه اصلی تعبیه میگردد. زمینی
که برای خزانه انتخاب میگردد باید در اواخر پاییز به عمق 15 تا 20 سانتیمتر شخم زده
شود و در اواخر زمستان قبل از شروع فصل کشت روی آن مقداری کود دامی کاملاً پوسیده بریزند،
سپس آنرا کاملاً با خاک مخلوط نمایند.
پس
از این عمل در خزانه آب ریخته و با ادوات کشاورزی از قبیل تیلر و یا گاوآهنهایی که
بوسیله حیواناتی مانند گاو کشیده میشود. زمین را شخم میزنند و سنگ و کلوخهای موجود
در سطح زمین را جمعآوری یا خورد میکنند.
سپس
مقداری کود ازته (شکری) و مقداری کود فسفره (فسفات آمونیم) به زمین میدهند، پس از
انجام این عمل بوسیله ماله یا وسایل دیگر که کاملاً صاف است سطح زمین را هموار و یکنواخت
مینمایند، بعداً زمین را به عرض 5/2 تا 3 متر و به طول 5 تا 10 متر مرزبندی مینمایند.
بدین ترتیب خزانه برنج آماده برای کاشت بذر جوانهدار شده میباشد. سه روز قبل از بذرپاسی
میتوان خاک را با سموم بوتاکلر و یا بنتیوکارپ برای کنترل سوروف سمپاشی نمود.
در
این موقع باید سطح خزانه حداقل 3 سانتیمتر آب داشته باشد. میزان مصرف این سموم به
مقدار 4 تا 6 سانتیمتر مکعب سم در 10 متر مربع خزانه میباشد.
یک
روش دیگر که برای تهیه خزانه انجام میشود. لگدکوبی زمین پس از شخم است. این بدان دلیل
است که اولاً: زمین سفت شود تا ریشه گیاه به عمق زیاد خاک نفوذ نکند و کندن آن برای
انتقال به زمین اصلی راحتتر باشد.
ثانیاً:
گیاه از مواد غذایی موجود در سطح خاک بهتر استفاده نماید.
خزانههای ژاپنی برنج:
بهترین
نوع خزانه تهیه خزانه به روش جوی پشتهای یا ژاپنی میباشد. در این روش میزان بذر مصرفی
حداکثر 30 کیلوگرم برای 100 متر مربع از خزانه است. در حالی که در خزانههای سنتی 100
کیلوگرم بذر در این سطح مصرف میشود. هر چند در این خزانهها کاهش مقدار مصرف بذر باعث
رقابت علفهای هرز میگردد. ولی در این صورت بذور از غذا، فضا و نور بیشتری بهرهمند
میگردد و در نتیجه ریشههای سالم و قوی و با قدرت ریشهزایی کافی بدست میآید. بعلاوه
در صورت ضرورت میتوان مدت بیشتری آنها را در خزانه نگهداری و حفظ نمود. در این نوع
از خزانه شخم زمین در دو نوبت یکی در پاییز و دیگری در بهار به عمق 8 سانتیمتر انجام
میشود. سپس زمین مالهکشی شده و تسطیح میگردد.
پس
از این عمل زمین را مرزبندی مینمایند و در اطراف مرزها جویهایی ایجاد مینمایند.
آب از این جویها عبور مینمایند و در داخل کرتها نشت مییابد. وقتی خزانه به این صورت
آماده شد 3 تا 6 سانتیمتر آب در داخل خزانه نگه داشته و بذر را روی سطح آب میپاشند
که با تهنشین شدن، بذرها به زمین میچسبند، یا اینکه ابتدا در زمین آب وارد میکنند
و پس از خیس شدن زمین، آب را خارج کرده و سپس بذرپاشی میکنند و آنگاه بذرها را به
سطح خاک میفشانند.
عملیات کاشت بذر در خزانه :
بعد
از اینکه خزانه آماده شد، داخل هر یک از کرتهای آماده شده تا ارتفاع 3 سانتیمتر آب
نگه میدارند. سپس بذور جوانهدار شده را بصورت دستپاش و متراکم در سطح خزانه میپاشند.
در
استان گیلان بعد از سه روز آب داخل خزانه را خارج کرده و روی بذرها کلش سوخته میریزند
زیرا اولاً: سبب تقویت زمین میشود. ثانیاً: از برخورد مستقیم نور خورشید به بذور تازه
جوانهدار شده جلوگیری مینماید. ثالثاً: از تبخیر سطح خزانه جلوگیری میشود. رابعاً:
از حمله آفات نظیر گنجشک به بذرهای جوانهدار شده جلوگیری بعمل میآورد.
از
این موقع به بعد فقط روزها در داخل خزانه آب وجود دارد و در هنگام غروب آب خزانه را
خارج مینمایند. این عمل همچنان ادامه مییابد تا برنج به اندازه کافی رشد نماید. در
بعضی از نقاط استان گیلان بعد از اینکه بذر جوانهدار شده را در سطح خزانه پاشیدند
روزی چند بار زمین خزانه را آبیاری مینمایند و کلش سوخته را بعد از 2 تا 3 روز در
سطح خزانه برنج میپاشند.
حدود
4 تا 5 روز عمل آبیاری خزانه ادامه مییابد و پس از آن، آب را وارد خزانه نموده و دیگر
عمل آبیاری را انجام نمیدهند و این عمل تا رسیدن گیاه به رشد کافی ادامه مییابد.
بعد از بذرپاشی (حدود 2 هفته بعد) وقتی سوروف 2 تا 3 برگه است، از پروپانیل به مقدار
10 تا 12 سانتیمتر مکعب برای هر 10 متر مربع خزانه در اغلب نقاط استانهای گیلان و
مازندران عملیات کاشت بذر در خزانه از حدود 10 تا 16 فروردین ماه آغاز میگردد.
عملیات نگهداری و مراقبت از خزانه:
چون
کاشت بذر در اوایل فروردین ماه انجام میگیرد و در این موقع از سال در اغلب نقاط هوا
سرد است بدین جهت در بسیاری از نقاط برنجکاری شمال سطح خزانه را با پلاستیک میپوشانند.
استفاده
از پلاستیک باعث میشود که رشد برنج در اثر افزایش دما تسریع یابد. شالیکاران در روزهای
آفتابی و گرم اطراف پلاستیک را کنار میزنند تا درجه حرارت داخل خزانه کاهش یافته،
همچنین اکسیژن به داخل آن نفوذ نماید. حتی در بعضی از مناطق روزها پوشش پلاستیکی را
بر میدارند و در شب مجدداً بعلت افزایش سرما و کاهش دما روی آنرا پلاستیک میکشند.
این
عمل تا مرحله 2 تا 3 برگی شدن نشاء ضروری است و بعد از آن استفاده از پلاستیک ضرورتی
ندارد. در گیلان 25 تا 30 روز طول میکشد تا رشد نشاء کامل شود و آماده انتقال به زمین
اصلی گردد در این حالت نشاءهای جوان و قوی دارای 15 تا 20 سانتیمتر ارتفاع بوده و
4 تا 5 برگی هستند مراقبتهای دیگری که در مدت رشد نشاءها باید از خزانه بعمل آورد
عبارتند از :
1-در
مدت رشد نشاءها باید آب داخل خزانه را حداقل روزی یک مرتبه کنترل نمود.
2-همچنین
در این مدت میتوان برای تامین مواد غذایی خزانه از کودهای دامی، آلی و معدنی نسبت
به مساحت خزانه مورد نظر استفاده کرد.
3-کودهای
شیمیایی از قبیل اوره و سوپر فسفات هر کدام به میزان 5/2 کیلوگرم در هکتار میتوان
به سطح خزانه افزود.
4-کود
فسفره را قبل از کاشت بذر در خزانه به زمین میدهند.
5-کود
ازته را در دو مرحله، یکی قبل از کاشت و دیگری چند هفته بعد از کاشت بذر در خزانه به
زمین میافزایند.
6-علفهای
هرز خزانه را باید مرتباً وجین کرد و از بین برد.
7-هر
روز باید کنترل خزانه بدقت انجام گیرد تا مورد حمله آفاتی از قبیل پرندگان، مگس خزانه
و غیره قرار نگیرند و همچنین عاری از بیماری مختلف باشد.
8-در
صورت مشاهده تراکم علفهای هرز و همچنین آفات و بیماریها باید بطور مناسبی سطح خزانه
را سمپاشی نمود.
عملیات کاشت در زمین اصلی
شالیکاران
استان گیلان قبل از کاشت برنج در زمین اصلی اقدام به مرمت و بازسازی مرزها و کرتها
مینمایند. چون جویها و رودخانههایی که شالیزار را مشروب مینماید، اغلب مشترک میباشند،
لذا کشاورزان بطور دسته جمعی اقدام به کندن و لایهروبی، آنها مینمایند.
از
عملیات دیگری که قبل از کاشت زمین اصلی انجام میگیرد پاک کردن زمین از کاه و کلش و
اجسام خارجی دیگر میباشد.
شخم شالیزار در دو نوبت انجام میگیرد:
نوبت
اول؛ در پاییز یا اواخر زمستان و شخم دوم بوسیله تیلر که در بهار انجام میگیرد.
شخم
دوم؛ عمود بر جهت شخم اول انجام میگیرد. پس از آن عمل تسطیح و مالهکشی که «پیشکاول»
نیز نام دارد انجام گرفته و سطح زمین کاملاً هموار میگردد. به عمل صاف کردن زمین در
بعضی نقاط شمال «لت زدن» نیز میگویند. عمل لت زدن باید بدقت انجام گیرد تا سطح زمین
کاملاً صاف و یکنواخت گردد و ارتفاع آب در نقاط مختلف سطح زمین یکسان باشد. بعد از
این عمل زمین را همانند سال قبل کرتبندی مینماید.
در
گیلان دو نوع شخم در اوایل بهار و قبل از نشاءکاری انجام میگیرد و عمل تسطیح زمین
و مالهکشی حدود چند روز قبل از انتقال نشاء به زمین اصلی صورت میگیرد.
اندازه
کرتها نیز معیار مشخصی نداشته و هر شخصی بنا به تجربه و مساحت زمین و موقعیت آن شالیزار
را کرتبندی مینماید.
معمولاً
اندازه کرتها در نقاط شیبدار نسبت به زمینهای مسطح باید کمتر در نظر گرفته شود. شخم
زمین در مناطق برنجکاری شمال کشور گاهی بوسیله گاو آهن نیز انجام میگیرد. قدمت گاوآهن
بسیار زیاد بوده و به هزاران سال قبل از میلاد مسیح بر میگردد و مراحل تکامل آن از
چوب به آهن و شکلگیری آن در دورههای مختلف انجام گرفته است. شخم با گاوآهن احتیاج
به انرژی زیاد دارد زیرا عمق شخم را با فشار دادن بر روی دست تنظیم مینمایند. گاوآهنهای
ایرانی دارای قدمت سه هزار ساله میباشند که تا کنون تغییرات زیادی در ساختمان آن بوجود
آمده است. در آزمایشات بعمل آمده مشخص شده است که نسبت محصول در شخم با گاوآهنهای
فرنگی و ایرانی به نسبت یک ششم
است.
با
توجه به این، متاسفانه هنوز هم استفاده از این نوع وسیله در شخم شالیزار مرسوم است.
در هر هکتار از برنجکاری گیلان عملیات لایروبی، مرزکشی و آماده سازی زمین به 170 ساعت
وقت نیاز دارد.
عملیات
انتقال نشاء از خزانه به زمین اصلی
عمل
انتقال نشاء از خزانه به زمین اصلی برای انجام عمل کاشت را نشاءکاری مینامند.
در
استان گیلان عملیات نشاءکاری از اوایل تا اواسط اردیبهشتماه شروع میشود. در این
موقع نشاءها به اندازه طبیعی خود یعنی 20 تا 25 سانتیمتر رسیده و دارای 4 تا 5 برگ
هستند. برای انجام نشاءکاری، باید نشاءها از خزانه کنده شده و به زمین اصلی منتقل
شوند قبل از کندن نشاءها خزانه باید کاملاً آبیاری شود تا عمل کندن نشاءها به آسانی
صورت گرفته و به ریشهها آسیبی وارد نگردد. عملیات کندن نشاءها بطریق سنتی بوده و
بوسیله دست انجام میگیرد. کاشت نشاءها در زمین اصلی در استان گیلان توسط زنان و در
استان مازندران توسط مردان ماهر شالیکار انجام میگیرد. نشاءها بدقت و آرامی از داخل
خزانه کنده میشوند و علفهای هرز آن جدا میگردند. از مهمترین علفهای هرزی که در این
مرحله در خزانه زیاد دیده میشود علف هرز مهم شالیزار به نام سوروف است. که در مراحل
اولیه رشد خود بسیار شبیه نشاءهای برنج بوده و تنها کشاورزان با تجربه میتوانند آنرا
از برنج تشخیص داده و از نشاء جدا نمایند.
بطور
کلی برنج دارای زبانک و گوشوارک میباشد، ولی سوروف فاقد آنها بوده و یا فقط زبانک
دارد.
بدین
طریق براحتی میتوان برنج را از سوروف تشخیص داد. پس از این عمل نشاءها را بصورت 150
تا 200 عددی و گاهی بیشتر دستهبندی نموده و توسط ظروفی بنام طشت یا قایقهای چوبی
کوچک از محل خزانه به محل کاشت در زمین اصلی منتقل مینمایند.
نشاء
کارها، برنج را در جلوی خود کاشته و بتدریج به عقب حرکت مینمایند تا علاوه بر تسریع
در عمل نشاءکاری از لگدکوب شدن نشاءها جلوگیری بعمل آید.
فاصله
کاشت نشاءها بسته به رقم و واریته برنج متفاوت میباشد بعنوان مثال در ارقام پر محصول
ندا، که تولید پنجههای زیادی مینماید فاصله کاشت باید بیشتر در نظر گرفته شود. در
هنگام نشاءکاری باید در داخل زمین شالیزار به اندازه کافی آب وجود داشته باشد زیرا
آب مانع رشد علفهای هرز و کم شدن درجه حرارت میشود. همچنین وجود آب بعنوان یک قیم
برای نشاء بوده و از خوابیدن نشاءها جلوگیری مینماید.
نشاءها
به صورت کپهای کاشته میشوند و در هر محل یا نقطه از کاشت بسته به رقم، واریته و همچنین
ضعیف یا قوی بودن نشاء 2 تا 5 و گاهی اوقات تا 7 عدد نشاء را اقرار میدهند و در بعضی
از نقاط، تعدادی نشاءها را بصورت دستهای روی زمین قرار میدهند تا در مواقع لزوم
در صورت خراب و یا نابود شدن تعدادی از نشاءها از آنها استفاده نمایند اخیراً در بعضی
نقاط از ماشین نشاءکار جهت عمل نشاءکاری استفاده میشود. بعد از کاشت باید به زمین
شالیزار کود شیمیایی افزود. کودهایی که میتوانند مورد استفاده قرار گیرند، اوره و
فسفات آمونیوم (هر کدام به مقدار 100 کیلوگرم در هکتار) میباشند.
منبع: از کتاب کاشت، داشت، برداشت برنج
برای مبارزه و از بین بردن علفهای هرز در شالیزارها، معمولا" برنجکاران
به روشهای مختلف اقدام می نمایند:
الف - پیشگیری:
قبل از اینکه علفهای هرز در برنج زار رشد ونمو نماید، بهتر است از ورود بذر
آنها به مزارع جلو گیری شود و برای این کار اقدامات زیر لازم می باشد:
• بذری که برای کاشت بکار می رود بایستی کاملا پاک و بوجاری شده و فاقد هر گونه بذر
علف هرز و بذور غیر تیپ (دلک) باشد.
• در موقع انتقال نشاء به زمین اصلی علف هرز همراه با نشاء علف هرز به زمین اصلی وارد
نشود.
• برای آنکه بذر علفهای هرز توسط آب منتقل نگردد، همیشه باید مسیر جویها را از وجود
این علفها پاک کرد.
• حتی الا مکان باید مانع ورود حیوانات به این محل شد، چون در پاییز فضولات و پاهایشان
آلوده به بذر علف هرز است که در بهار سبز خواهند شد.
• توصیه می شود که کشاورزان از قسمتهای عاری از بیماری و عاری از علف هرز اقدام به
بذر گیری کنند تابذری بدون علف هرز و سالم و مرغوب داشته باشند.
• از ورود وسایل آلوده به بذر (ماشین آلات های مانند کمباین وخرمن کوب ) به مزرعه جلوگیری
بعمل آید.
• از باقی گذاشتن علفهای هرز که توسط وجین از زمین خارج شده اند در داخل مزارع خود
داری شود.
• محل احداث خزانه سال آینده را در موقع وجین از علف هرز کاملا" پاک نگهداشته و نباید
گذاشت تا علف هرزی باقی مانده و تولید بذر نماید.
• بعداز برداشت محصول محل خزانه سال آینده را با کاه و کلش آتش زده تا بذر و بوته های
علف هرز کوچک باقی مانده در محل خزانه سال آینده از بین برود.
• در صورت بارندگی ویا هر دلیل دیگری که نتوان محل خزانه سال آینده را آتش زد باید
بوته های علف هرزی که باقی مانده اند از زمین کند تا بعد از برداشت محصول این بوته
ها بعلت شرایط مساعد پیش آمده رشد نکرده و بذر ندهند و پس از این عملیات باید اطراف
محل خزانه سال آینده را مرز کشی نمود تا هرز آب مناطق بالا دست وارد محل خزانه نشود.
ب- مبارزه زراعی :
• عملیات و مراحل مختلف آماده کردن زمین اصلی برنج در صورتی
که بموقع و به طور دقیق انجام شوند در کم کردن و یا از بین بردن علفهای هرز تأثیری
زیادی خواهند داشت. در صورتی که شخم اول در پاییز انجام شود موجب از بین رفتن بذر سوروف
شده و از طرف دیگر،چنانچه شخم عمیق و با فاصله انجام گیرد سبب می گردد که بذر علفهای
هرز در عمق زیاد خاک قرار گرفته و جوانه آنها قادر به خروج از خاک نباشد
• غرقاب کردن شالیزار نقش مهمی در کنترل علفهای هرز برنج دارد. در صورتی که زمین
را در اول بهار، قبل از کاشت و بعد از کاشت نشاء به صورت غرقاب آبیاری نمایند، وجودآب
زیاد در داخل کرتها موجب کاهش رشد علفهای هرز بخصوص سوروف شده و از این راه کمک زیادی
به کم شدن علفهای هرز خواهد شد. حتی در فصل غیر زراعی چنانچه تنظیم آب خوب انجام
گیرد می تواند در کنترل علفهای هرز دائمی موثر واقع شود. در تنظیم عمق آب باید دقت
شود که سطح آب خیلی پایین نباشد. شالیزار صاف و تسطیح شده باشدبطوریکه از بعضی نقاط
آن خشکی بیرون نزند. خصوصا بعداز نشاء کاری شالیزار به تناوب خشک نشود
تا علف هرز فرصت جوانه زدن پیدا نکند. با تنظیم آب اکثر علفهای
هرز از بین می روند. سطح آب بایستی متناسب با رشد گیاه برنج
بالا بیاید. وحتی برای مصرف علف کشها فقط در صورت تنظیم آب با عمق مناسب می تواند موثر
باشند.
ج – مبارزه مکانیکی:
از بین بردن علفهای هرز مزارع برنج به وسیله کارگر(وجین) رایجترین و متداول
ترین روش مبارزه با علفهای هرز می باشد. وجین شالیزار در بیشتر مناطق شمال ایران به
وسیله دست انجام شده و بندرت توسط ماشینهای وجین کن دستی صورت می گیرد.
وجین عمو ما" در دو نوبت، نوبت اول 15 تا 20 روز بعد از نشاء کاری و نوبت دوم حدود
35 روز بعد از نشاء کاری است که با دست و یا پا بوسیله نیروی انسانی زن ومرد
انجام می گیرد. این روش امتیازات زیادی نسبت به روشهای دیگر به ویژه روش شیمیایی
دارد. اولا هیچ علفی در برابر این روش مقاومت نشان نمی دهد زیرا هنگام وجین هر نوع
علف هرز از یکساله تا دائمی پهن برگ یا نازک برگ توسط دست جمع آوری و یا مدفون می شوند.
ثانیا" برای محیط زیست و حفظ تعادل طبیعی کاملا" بی ضرر است. ثالثا" با دست کشیدن در
سطح خاک تهویه و خروج گازهای زیان آور امکان پذیر شده و اکسیژن بیشتری در اختیار ریشه
ها قرار می گیرد. رابعا" استفاده از نیروی انسانی داخل کشور خرید مواد شیمیایی خارجی
را منتفی می سازد و از نظر صرفه جوئی ارزی فوق العاده مفید می باشد. از معایب وجین
دستی این است که پر زحمت و مستلزم نیروی انسانی زیادی است.
ح – کنترل بیولوژیک :
استفاده از دشمنان طبیعی تا سطح قابل قبول اقتصادی که در حال حاضر با وجود روشهای شیمیایی
، زراعی و مکانیکی رونق چندانی ندارد.
خصوصیاتی که یک عامل بیولوژیک باید داشته باشد عبارتند از :
برای گیاه برنج زیان آور نباشد، قادر به تولید مثل سریع باشد ، بایستی مقاوم بوده وقادر
به حفظ موازنه جمیعت خود با علفهای هرزباشد، با شرایط محیطی میزبان سازگار باشد، از
گزند دشمنان و عوامل بیماری دور باشد.
ماشک شمالی علف هرز برنج را کنترل می کند. دو عدد غاز وحشی و یا اردک علفهای
هرز یک هکتار برنج را کنترل می کند.
د- روش شیمیایی:
یکی از آسانترین و موثر ترین و کم هزینه ترین روشهای کنترل
علف هرز ، روش شیمیایی است. علت تمایل کشاورزان از علف کش :
• علفکش باعث کاهش دفعات عملیات شخم مخصو صا" در زمان کاشت می شود.
• علف کشها تلاش عملی انسان یعنی وجین دستی که کار طاقت فرسایی است را کاهش می دهد
• در بازار به مقدار کافی موجود است و قیمت مناسبی نسبت به هزینه کارگری دارد. علاوه
بر مقرون بصرفه بودن در کنترل علف های هرز سمج مثل قیاق و بند واش موفق است.
در دو زمان می توان سموم شیمیایی را مصرف کرد: الف- قبل از بذر پاشی ب- بعد از بذر
پاشی
البته لازم بذکر است که معمولا" یک هفته بعد از نشاء کاری بهترین موقع است.
علف کشها در کشاورزی امروزی به دودسته کلی تقسیم می شوند:
– علف کشهای عمومی: ترکیبات شیمیایی هستند که برای از بین بردن کلیه گیاهان در مزارع
زراعی و باغی و اراضی غیرزراعی مصرف می شوند. مانند گلیفوزیت( رانداپ) ، پاراکوآت(
گراماکسون)و...
– علف کشهای انتخابی: ترکیبات شیمیایی هستند که با غلظت معینی جهت از بین بردن نوعی
خاص از گیاه در زراعت فرموله شده و در شرایط مطلوب پس از مصرف اثر منفی روی گیاهان
زراعی ندارد.مانند " تو- فور- دی ، بوتا کلر(ماچتی)